محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
519
تاريخ الطبرى ( فارسي )
» [ 1 ] يعنى : اى مريم حقا كه كارى شگفتانگيز كرده اى . اى خواهر هرون نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زنا كار بود . مريم از اعقاب هارون برادر موسى بود و به سبب قرابت او را خواهر هارون خواندند و چون خواستند بيشتر با او سخن كنند به عيسى اشاره كرد كه خشمگين شدند و گفتند : « اينكه ما را تمسخر مىكند و گويد با اين كودك سخن كنيم از زنا كردنش بدتر است . » و به مريم گفتند : « * ( كَيْفَ نُكَلِّمُ من كانَ في الْمَهْدِ صَبِيًّا 19 : 29 ) * » [ 2 ] يعنى : چگونه با اين كه كودك و در گهواره است سخن كنيم ؟ و عيسى سخن كرد و گفت : « * ( إِنِّي عَبْدُ الله آتانِيَ الْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ 19 : 30 - 31 ) * . » [ 3 ] يعنى : من بندهء خدايم كه كتابم داده و پيغمبرم كرده و هر كجا باشم فزون - مايهام كرده است . بنى اسرائيل گفتند هيچكس جز زكريا وى را آبستن نكرده كه پيوسته پيش او مىرفت و به جستجوى او بر آمدند و زكريا از آنها بگريخت و شيطان به صورت چوپانى بر او نمودار شد و گفت : « اى زكريا هم اكنون به تو مىرسند از خدا بخواه تا اين درخت را بشكافد و داخل آن شوى . » او خدا را بخواند و درخت بشكافت و داخل آن شد و گوشهء رداى وى بيرون ماند و بنى اسرائيل به شيطان گذشتند و گفتند : « اى چوپان آيا مردى را اينجا نديدى ؟ » شيطان گفت : « چرا اين درخت را جادو كرد كه بشكافت و وارد آن شد و اين رشته رداى اوست » . و قوم بيامدند و درخت را با اره ها ببريدند و زكريا در آن بود . و هيچ يهودى
--> [ 1 ] - مريم : 27 ، 28 [ 2 ] - مريم : 29 [ 3 ] - مريم : 30